تراویح ماه مبارک رمضان
حکم قیام رمضان
قالب وبلاگ

حکم قیام رمضان

در جواب یکی از غیرمقلدین

نویسنده:  مولانا مفتی عبد الصمد غیاثی

تهیه وتنظیم : رحمن بخش سپاهی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

            الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی رسوله محمد وعلی اله واصحابه اجمعین. امابعد : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم « و من یشاقق الرسول من بعد ما تبین له الهدی ویتبع غیر سبیل المومنین نوله ما تولی ونصله جهنم وساءت مصیراً» (نساء/115)

خداوند می فرماید: کسی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم مخالفت کند بعد از آنکه (راه) هدایت ( ازراه ضلالت برای او) روشن شده است و (راهی) جز راه مومنان در پیش گیرد او را به همان جهتی که ( به دوزخ منتهی می شود و) دوستش داشته است رهنمود می گردانیم و به دوزخش داخل می گردانیم و با آن می سوزانیم ودوزخ چه بد جایگاهی است.

              در این آیه نسبت به دو چیز بیان فرمود که جرم عظیم و سبب دخول جهنم اند:

یکی مخالفت رسول الله صلی الله علیه وسلم واین روشن است که مخالفت رسول کفر و وبال عظیم است . دوم آنکه وقتی تمام مسلمانان بر یک کاری متفق باشند ترک آن واختیار کردن راهی بر خلاف آن. از این معلوم شد که اجماع امت حجت است یعنی همانطور که عمل بر احکام بیان کرده ی قرآن وسنت واجب می باشد همچنین بر هر چیزی که امت بر آن اتفاق کند بر آن هم عمل واجب است و مخالفت آن گناه عظیم است ؛ چنانکه آن حضرت صلی الله علیه وسلم در حدیثی فرموده است :« ید الله مع الجماعة من شذَّ شُذّ فی النّار» یعنی دست نصرت و رحمت خدا همراه جماعت است  و هرکس از جماعت مسلمین کناره گیرد او جدا شده در جهنم انداخته می شود.1 و امام شافعی رحمه الله بر اینکه اجماع ، حجت است و مخالفت با آن حرام  می باشد بعد از تفکر و تلاش زیاد که تا سه شبانه روز هر روز سه مرتبه  و هر شب سه مرتبه قرآن را کامل می خواند همین آیه را برای استدلال بر حجت بودن اجماع بیان نمود چنانکه در تفسیر ابن کثیر، روح المعانی و غیره مذکور است و ابن کثیر می فرماید:

« این از بهترین و قوی ترین استنباطات می باشد».2

             خداوند این امت را از اینکه بر اشتباه و گمراهی جمع شوند محفوظ نموده است ابن عمر وابن عباس رضی الله عنهما روایت می کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند « لا یجمع الله هذه الامة علی الضلالة ابداً و ید الله علی الجماعة و من شذ شذ فی النار»3 والله اعلم .خداوند این امت را هیچگاه بر گمراهی جمع نمی کند و دست خدا بر جماعت است و کسی که از جماعت مسلمانان کناره گیرد او جدا کرده شده و در جهنم انداخته می شود.

           اکنون دانستن این نکته ضروری است که اجماع یعنی چه ؟ اجماع در لغت به دو معنی می آید : 1- عزم وتصمیم بر چیزی 2- به معنی اتفاق .

معارف القرآن ج4 ص153  2 -ابن کثیر ج1 ص 568 3- رواه البیهقی والترمذی ، تفسیر مظهری ج2 ص336

در اصطلاح اصولیین اجماع عبارت است از اینکه : مجتهدین امت اسلامی در یک زمان بر یک حکم شرعی بعد از وفات پیامبر صی الله علیه وسلم اجماع نمایند . و مجتهد همان فقیه است یعنی کسی که استعداد و استنباط احکام شرعی از روی دلائل را داشته باشد . واز مجتهدین به اهل حل وعقد یا اهل رای واجتهاد یا علماء امت نیز یاد می شود.اما غیر مجتهد کسی است که توانایی استنباط را نداشته باشد مانند عوام الناس یا کسی که از امور شریعت آگاهی ندارد اگر چه در یک فن عالم باشد یا از علوم دیگر مانند طب و هندسه و غیره آگاهی داشته باشد.

             بنابر این اتفاق غیر مجتهدین معتبر نیست و منظور از اتفاق مجتهدین ، اتفاق همه ی مجتهدین می باشد . ومخالف یک نفر مضر نیست و این رای جمهور اصولیین است . وبرخی معتقدند که مخالفت یک یا دو یا سه نفر مضر نیست وبرخی قائل به اتفاق اکثر می باشند.

            زمانیکه بر حکم یک مسئله اجماع شد این اجماع دلیل قطعی می باشد و بر مسلمانان لازم است که از آن پیروی نمایند و مخالفت با آن جایز نیست .1

           بیست رکعت تراویح از مسائل اجماعی است که در زمان حضرت عمر رضی الله عنه بر آن اجماع صحابه صورت گرفت به همین علت است که کمتر از آن در زمان خلافت حضرت عثمان وحضرت علی رضی الله عنهما  وبعد از آن در زمان تابعین وتبع تابعین که خیر القرون هستند ثبوتی ندارد وائمه مذاهب چهارگانه نیز بر این متفق اند که تراویح کمتر از بیست رکعت نیست . واز همان زمان که اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بر این امر اجماع نمودند تا به امروز در کل دنیا از مشرق تا مغرب در همه مساجد بیست رکعت نماز تراویح با جماعت خوانده می شود.

          مهمتر ار همه اینکه در مسجد الحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه نماز تراویح بیست رکعت خوانده می شود اگر پیامبر صلی الله علیه وسلم هشت رکعت می خواند و حضرت عمر رضی الله عنه هم بر آن همان تعداد عمل می کرد وبه آن دستور می داد همان جاری می شد و مردم بر آن عمل می کردند .اما جای تعجب است که برخی اصرار دارند که پیامبر صلی الله علیه وسلم با وتر بیش از یازده رکعت نخوانده و حضرت عمر رضی الله عنه هم همان تعداد را جاری ساخته پس بر آنان لازم است که ثابت کنند در زمان حضرت عثمان و حضرت علی رضی الله عنهما و در زمان تابعین رضی الله عنهم و بعد از آن هم مردم به همین تعداد قیام می کردند و مشخص کنند که بیست رکعت را چه کسی رواج داد و از چه زمانی شروع شد؟ واین سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم و حضرت عمر رضی الله عنه را چه کسی در مسجد الحرام و مسجد النبی تغییر داد؟

          رساله ای که  پیش رو دارید مباحثه ای است که با  یکی از غیر مقلدین انجام گرفت و اکنون آن را به صورت پرسش وپاسخ در آورده در اختیار شما خوانندگان عزیز قرار دادم تا از حقیقت بحث واحادیثی که در این مورد وجود دارند واز صحت وسقم احادیث نیز آگاهی یابید .امیدوارم که حقیقت را در یابید  وآنچه اکثر مسلمانان جهان آن را حق می دانند و بر آن عامل بوده و هستند شما هم بر آن عمل کنید.

من الله التوفیق

1- الوجیز فی اصول الفقه ص 179 الی 182

حکم قیام رمضان ( تراویح)

پرسش 1- حکم قیام رمضان چیست؟

پاسخ: قیام رمضان(تراویح) برای زنان و مردان سنت موکده است.

پرسش2- در حدیث آمده  که پیامبر صلی الله علیه وسلم اصحاب رضی الله عنه رابه قیام رمضان ترغیب میداد وآنها را تاکید  نمی کرد شما به چه دلیل می گویید سنت موکده است؟

پاسخ: از حضرت عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: « ان الله تبارک وتعالی فرض قیام رمضان علیکم وسننت لکم قیامه فمن صامه و قامه ایمانا واحتسابا خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه» .1 همانا خداوند روزه رمضان را بر شما فرض گردانید و من قیام آن را برایتان سنت قرار دادم پس کسی که آن را روزه گرفت و قیام کرد از جهت ایمان وطلب ثواب ، طوری از گناهانش خارج گردید مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورد.

          این حدیث سنت بودن قیام رمضان( نماز تراویح) را بیان می نماید و چون خلفاء راشدین بر آن مواظبت نموده اند لذا سنت موکده قرار گرفت چنانکه در درالمختار آمده  « التراویح سنة موکدة لمواظبة الخلفاء الراشدین للرجال والنساء اجماعا» تراویح برای زنان و مردان همگی سنت موکده است چون خلفای راشدین برآن مواظبت نموده اند.

           ابن عابدین رحمه الله می فرماید: در هدایه و غیره همین صحیح قرار داده شده و از امام ابوحنیفه رحمه الله نیز این چنین روایت شده است . در کتاب الاختیار مذکور است که امام ابویوسف رحمه الله از امام ابوحنیفه رحمه الله در مورد تراویح وآن کاری که حضرت عمر رضی الله عنه انجام داد پرسید امام جواب داد که تراویح  سنت موکده است و حضرت عمر رضی الله عنه آن را ایجاد نکرده و در این باره مبتدع شمرده نمی شود آنچه حضرت عمر رضی الله عنه به آن دستور داده مطابق با اصلی است که نزد وی موجود بوده واز سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد دلیلی داشته است.2

 پرسش3: در کتاب «مختصر القدوری» که مولف آن علامه ابی الحسین احمد بن محمد البغدادی الحنفی می باشد و در سنه 428 هـ. وفات نموده است واز جمله کتاب های معتبر احناف است در باب قیام شهر رمضان نوشته است « یستحب ان یجتمع الناس فی شهر رمضان بعد العشاء...» از این عبارت معلوم می گردد که تراویح مستحب است نه سنت موکده؟

پاسخ: این قول قدوری منافی سنت بودن آن نیست چون معنی عبارت این است که مستحب است مردم در ماه مبارک رمضان بعد از عشاء جمع بشوند و این نماز را با جماعت ادا کنند و این دال بر این است که جماعت در تراویح نزد وی مستحب است نه خود تراویح اگر منظور خود تراویح می بود می فرمود: « یستحب التراویح...» تراویح مستحب است، اما چنین عبارتی وجود ندارد .

1- اخرجه نسائی بسند حسن وسکت عنه ج1ص308، اعلاء السنن ج7ص57  2-الاختیارج1ص94 ، اوجز المسالک ج2ص378

پرسش4-آیا روش وطریقه خلفاء راشدین نیز سنت قرار می گیرد؟

پاسخ: بله ، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:« علیکم بسنتی وسنة الخلفاء الراشدین المهدیین عضوا علیها بالنواجذ» بر شما لازم است که به سنت من وسنت خلفاء الراشدین که هدایت یافته اند چنگ بزنید و آن را با دندانهای نواجذ محکم بگیرید.

       نزد محققین از فقها و اصولیین سنت آن است که رسول الله صلی الله علیه وسلم یا خلفاء راشدین بر آن مواظبت کنند. زیرا لفظ علیکم که در حدیث آمده است از نظر وضع بر لزوم دلالت دارد، واز نظر لغت معطوف در حکم معطوف علیه می باشد ، لذا از این حدیث ثابت می گردد که عمل بر سنت خلفاء نیز مانند سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم لازم است وبین این دو تفاوت قائل شدن درست نیست و جمله « عضوا علیها بالنواجذ» نیز به هر دو سنت راجع است و نشان دهنده این مطلب است که هر دو سنت برابرند و با هر دو به طور یکسان رفتار می شود.1

         از حضرت حذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: « انی لا ادری ما بقی فیکم فاقتدوا بالذین من بعدی ابی بکر و عمر » همانا من نمی دانم چند مدت در میان شما باقی خواهم ماند پس به دو نفری که بعد از من هستند یعنی ابوبکر و عمر رضی الله عنهما اقتدا بکنید.2

          در این حدیث نیز رسول الله صلی الله علیه وسلم به امتش دستور داده  که از حضرت ابوبکر رضی الله عنه وحضرت عمر رضی الله عنه پیروی بکنند و بر سنت وروش آن ها عمل بکنند .

 پرسش 5- چرا محقق ابن همام رحمه الله می فرماید: هشت رکعت تراویح سنت است و باقی مانده مستحب اند؟

پاسخ: این قول ابن همام از آن جاست که نزد وی سنت آن است که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر آن مواظبت نموده است و آنچه خلفاء بر آن مواظبت نموده اند مستحب است ، لیکن این نظریه بر خلاف نظریه محققین از فقها و اصولیین می باشد.3

پرسش 6- چرا در زمان حضرت ابوبکر رضی الله عنه وابتدای خلافت حضرت عمر رضی الله عنه قیام رمضان(تراویح) با جماعت خوانده نمی شد؟

پاسخ: در آن زمان هم اصحاب قیام رمضان (تراویح) را با جماعت می خواندند ، چنانکه ابن شهاب از عروه از عبدالرحمن بن عبدالقاری روایت نموده است که فرمود: « خرجت مع عمر بن خطاب لیلةً فی رمضان الی مسجد فاذا الناس اوزاعٌ متفرقون یصلی الرجل نفسه و یصلی الرجل فیصلی بصلاته الرهط فقال عمر رضی الله عنه : انی اری لو جمعت هولاء علی قاری واحد لکان امثل ثم عزم فجمعهم علی ابی بن کعب ثم خرجت معه لیله اخری والناس یصلون بصلاه  قارئهم قال عمر : نعم البدعة هذه والتی تنامون عنها افضل من التی تقومون یرید آخر اللیل وکان الناس یقومون له ».4

1- اعلاء السنن ج7ص70      2-  رواه الترمذی  ، مشکوة ص560     3- اعلاء السنن ج7ص70    4- بخاری ج1ص269  کتاب الصوم

شبی همراه با حضرت عمر رضی الله عنه در رمضان به مسجد رفتم دیدم که مردم به گروههای مختلفی تقسیم شده اند یکی تنها نماز می خواند وگروهی باهم نماز می خوانند ، حضرت عمر رضی الله عنه فرمود: به نظر من اگر همه اینها را پشت سر یک امام جمع می کردم بهتر بود ، سپس تصمیم قطعی گرفت و همه را به امامت حضرت ابی بن کعب یکجا جمع کرد، راوی می فرماید: شبی دیگر همراه حضرت عمر رضی الله عنه خارج شدم در حالیکه مردم پشت سر قاری شان نماز می خواندند ، حضرت عمر فرمود : این روش جدید بسیار خوب است،  البته آن نمازی که از آن می خوابید افضل است از آن نمازی که بر پا می دارید ، منظورش آخر شب بود و مردم اول شب قیام می کردند.

             از این حدیث ثابت می گردد که تا زمان حضرت عمر رضی الله عنه این روش جاری بود که اصحاب در شب های رمضان به تنهایی یا به صورت جماعت های کوچک ،  قیام رمضان ( تراویح) می خواندند . و کاری که حضرت عمر انجام داد این بود که جماعت های متفرق را به یک جماعت تبدیل نمود .

پرسش7- آیا این عمل اصحاب در زمان خود رسول الله صلی الله علیه وسلم هم وجود داشت؟

پاسخ: بله از ثعلبه بن ابی مالک قرظی روایت شده که فرمود: « خرج رسول الله صلی الله علیه وسلم ذات لیلة فی رمضان فرای ناساً فی ناحیة المسجد یصلون فقال: ما یصنع هولاء؟ قال قائل: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم هولاء ناس لیس معهم القرآن وابی بن کعب یقرا و هم معه یصلون بصلاته قال:« قد احسنوا وقد اصابوا و لم یکره لهم ذلک.1 شبی در رمضان رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج گردید ، دید گروهی از مردم در گوشه ی مسجد نماز می خوانند ، فرمود: این گروه چه کار می کنند؟ گوینده ای گفت: ای رسول الله صلی الله علیه وسلم اینها مردمی هستند که حافظ کل قرآن نیستند، ابی ابن کعب می خواند وایشان همراه او پشت سرش می خوانند ، فرمود: کار خوبی کردند و به راه صواب ودرست رسیده اند ، و رسول الله صلی الله علیه وسلم این کارشان را ناپسند ندانست.

            این حدیث به صراحت بر این مطلب دلالت می کند که اصحاب در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم هم تراویح را با جماعت می خواندند.

پرسش8- این حدیث نشان می دهد که حضرت ابی بن کعب رضی الله عنه در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم در نماز تراویح امام جماعت بود و در حدیث قبلی بیان شد که حضرت عمر رضی الله عنه همه اصحاب را یکجا جمع کرد وحضرت ابی رضی الله عنه را امام مقرر نمود، حافظ ابن حجر و علامه عینی رحمه الله می فرمایند: « در سند این حدیث مسلم بن خالد وجود دارد واو ضعیف است و محفوظ آن است که حضرت عمر رضی الله عنه مردم را به امامت ابی رضی الله عنه جمع نمود2  کدام صحیح است؟

پاسخ: صحیح این است که حضرت ابی هم در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و هم در زمان حضرت عمر رضی الله عنه رضی الله عنه امام بود واین هیچ ایرادی ندارد زیرا از حدیث ثعلبه بن  ابی مالک قرظی و احادیث دیگری که در این باره روایت شده ثابت می گردد که یک گروه از اصحاب در گوشه ایی از مسجد با امامت ابی 

1- رواه البیهقی فی المعرفة واسناده جید وله شاهد دون حسن عند ابی داود من حدیث ابی هریرة  ، آثار السنن ص198  2- عمدة القاری ج11ص125  ، فتح الباری ج4ص252

بن کعب در زمان آن حضرت صلی الله علیه وسلم نماز می خواندند واین عمل در زمان آن حضرت صلی الله علیه وسلم نیز رایج بودو هیچ مانعی وجود ندارد که حضرت ابی رضی الله عنه با وجود کثرت حفظش امامت نکند ، در حالیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:« یومهم اقروهم لکتاب الله» .1 هرکسی کتاب خدارا بهتر می خواند امام قوم باشد ، نیز فرمودند : « اقروکم ابی بن کعب» .2 قاری ترین شماحضرت ابی بن کعب رضی الله عنه می باشد ، حضرت عمر رضی الله عنه نیز زمانیکه جماعت های کوچک و متفرق را به صورت یک جماعت بزرگ در آورد ، حضرت ابی رضی الله عنه را امام آن ها مقرر نمود چون در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم امام بود واین عمل حضرت عمر رضی الله عنه به مانند عمل حضرت عثمان رضی الله عنه می باشد که جهت منع از اختلاف و پراکندگی در قرآن همه قرآن ها را جمع نمود و یک قرائت را رسماً رواج داد.3

         علامه نیموی می فرماید: سند این حدیث جیّد (خوب) است وبرای این حدیث شاهدی وجو دارد که سندش پایین تر از حسن می باشد وابوداود آن را روایت نموده است.4

          مسلم بن خالد در روایت بیهقی وجود ندارد ودر روایت ابوداود است که به عنوان شاهد می باشد واو شخصی است که گروهی از ائمه جرح وتعدیل وی را تضعیف وگروهی دیگر او را توثیق نموده اند وابوداود بعد از روایت این حدیث می فرماید : این حدیث قوی نیست ومسلم بن خالد ضعیف است وحافظ ابن حجر در تقریب می گوید : "فقیه صدوق کثیر الاوهام" فقیه وبسیار راستگو است وزیاد دچار وهم میگردد والخزرجی در الخلاصة می فرماید: ابن معین گفته «ثقةٌ» شخصی ثقه وقابل اعتماد است وابوداود اورا ضعیف قرار داده وابن عدی می فرماید: حسن الحدیث احادیثش خوب است وابوحاتم می فرماید: امام فی الفقه تعرف وتنکر، در فقه امام است بعضی از احادیثش معروف وبعضی منکر می باشد.5

پرسش9- چرا حضرت عمر رضی الله عنه این عمل خویش را به بدعت یاد کرد وفرمود: « نعم البدعة هذه»

پاسخ: در مباحث قبلی ثابت شد که اصل تراویح وهمچنین نفس جماعت در نماز تراویح سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است وکاری که حضرت عمر رضی الله عنه انجام داد این بود که جماعت های مختلف را به صورت یک جماعت بزرگ در آورد و منظور حضرت عمر رضی الله عنه از این گفته اش همین جماعت بزرگ بود نه خود تراویح ومطلق جماعت در تراویح ، این جماعت بزرگ در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم نبود از این جا بود که حضرت عمر رضی الله عنه این جمله را گفت وآن را به بدعت یاد کرد ، اما چون فهمید که این کار به نفع دین وبه نفع مسلمانان است این کار را انجام داد . حضرت عمر رضی الله عنه فردی است که در چندین مورد موافق رای او قرآن نازل شده است ، پس منظور از بدعت ، بدعت لغوی است یعنی کاری که مانندی در گذشته نداشته باشد بدعت شرعی مراد نیست ، چون شرعا بدعت آن است که در مقابل سنت قرار گیرد.6            

       3-  اوجز المسالک ج2 ص376   4- آثار السنن ص247    5- التعلیق الحسن ص199    6- شرح الزرقانی ج1 ص361

پرسش 10- خود حضرت عمر رضی الله عنه چرا همراه مسلمانان نماز نمی خواند؟

پاسخ: ابن عبدالبر در این باره می فرماید: حضرت عمر رضی الله عنه همراه آنها نماز نمی خواند چون مشغول امور مردم بود ، یا اینکه تنها نماز خواندن را برای خود بهتر می دانست .1

             حافظ ابن حجر و علامه عینی می فرمایند: حضرت عمر رضی الله عنه بر این اعتقاد بود نماز تراویح در خانه اش مخصوصاً در آخر شب افضل است به همین خاطر آخر شب نماز می خواند.2

پرسش11آیا نمازی به اسم تراویح از پیغمبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است و آن حضرت صلی الله علیه وسلم  در شب های ماه مبارک رمضان خوانده است؟

پاسخ: خیر  نمازی به اسم « صلاة التراویح» در هیچ حدیثی نیامده است واز پیغمبر صلی الله علیه وسلم نمازی به این اسم ثابت نیست.

پرسش12- این نماز از چه موقع وچرا با این معروف گشت؟

پاسخ:چون نخستین مرتبه که مسلمانان برای خواندن این نماز اجتماع نمودند بعد از دو سلام یعنی بعد از چهار رکعت استراحت کردند لهذا این نماز به تراویح نامگذاری شد و تراویح جمه ترویحة است واز راحت گرفته شده و در لغت یعنی یکمرتبه نشستن نمازی که در شب های ماه مبارک رمضان با جماعت خوانده می شود نماز تراویح نامیده می شود.1  واین استراحت از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است چنانکه در حدیثی که بیهقی آن را روایت نموده است حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید: کان رسول الله یصلی اربع رکعات فی اللیل ثم یتروح فاطال حتی رحمته...» رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب چهار رکعت می خواند سپس ساستراحت میفرمود و طولانی می کرد تا حدی که بر او رحم می کردم.

      امام بیهقی می فرماید: مغیره بن دیاب در روایت این حدیث متفرد است و قوی نیست اگر ثبوتی داشته باشد این حدیث در استراحت امام در نماز تراویح  بعنوان یک اصل قرار می گیرد.2معلوم شد که خود پیغمبر صلی الله علیه وسلم این نماز را به این اسم نامگذاری نفرموده لیکن بعد از آن حضرت صلی الله علیه وسلم به این اسم مشهور گردیده است.

پرسش13- پیامبر صلی الله علیه وسلم از این نماز چگونه اسم برده است؟

پاسخ: پیامبر صلی الله علیه وسلم به این نماز قیام رمضان گفته است چنانکه حضرت ابوهریرة رضی الله عنه می فرماید:رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد قیام رمضان ترغیب میداد بدون اینکه درباره آن تاکید کند می فرمود : « من قام رمضان ایمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه » . هر شخصی  که رمضان را از روی ایمان و طلب ثواب قیام کند گناهان گذشته او بخشیده می شوند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم وفات نمود در حالیکه روش همین بود بعد از آن در زمان خلافت حضرت ابوبکر رضی الله عنه و  ابتدای خلافت حضرت عمر رضی الله عنه نیز بر همین روش عمل می شد .3

1- شرح الزرقانی ج1 ص 359     2- السنن الکبری للبیهقی ج5   3-صحیح مسلم باب الترغیب فی قیام رمضان و هو التراویح

پرسش14-آن روش که در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلافت حضرت ابوبکر رضی الله عنه و ابتدای خلافت حضرت عمر رضی الله عنه بود چگونه بود؟

پاسخ: آن روش این بود که جماعت را در قیام رمضان اهمیت نمی دادند با وجود اینکه قیام را مستحب می دانستند و یا اینکه پشت سر یک امام نمی خواندند از ترس اینکه بر آنها فرض نگردد.1

پرسش 15- آیا جماعت در قیام رمضان از پیغمبر صلی الله علیه وسلم ثابت است؟

پاسخ: بله ام المومنین حضرت عایشه رضی الله عنها می فرمایند: شبی رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد نماز خواند وافرادی به نماز پیامبر (ص) اقتدا نمودند شب آینده نیز نماز خواند و مردم بیشتر شدند سپس در شب سوم وچهارم نیز جمع شدند رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی آنها خارج نشدند ( نرفتند) و به وقت صبح فرمودند : « قد رایت الذی صنعتم و لم یمنعنی من الخروج الیکم الا انی خشیت ان یفرض علیکم» آن کاری که شما انجام دادید من مشاهده کردم لیکم مرا از خارج شدن (آمدن) به سوی شما باز نداشت مگر اینکه ترسیدم که بر شما فرض گردد  واین در رمضان بود.2

پرسش16- پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرض شدن کدام نماز بیم داشت؟

پاسخ :نمازی که پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرض شدن آن بیم داشت قیام رمضان بود چنانکه در حدیث فوق به آن اشاره شده که این در رمضان بود . ودر روایت سفیان بن احمد آمده  «  ولکننی خشیت ان تفرض علیکم قیام هذا الشهر »  ترسیدم که قیام این ماه بر شما فرض گردد.2

پرسش17- در روایتی دیگر آمده است  « ولکنی خشیت ان تفرض علیکم صلاة اللیل فتعجزوا عن ذلک» یعنی ولیکن من ترسیدم که نماز شب بر شما فرض گردد آن وقت شما از آن عاجز خواهید ماند جواب این روایت چیست؟

پاسخ:ما قبلا  گفتیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم نمازی به اسم تراویح نخوانده است بلکه آنچه خوانده و به آن ترغیب داده قیام اللیل  است که همان نماز شب می باشد لذا وقتی مردم به خاطر قیام لیالی رمضان

 ( زنده نگهداشتن شبها در رمضان) در مسجد آمدند و دیدند که آن حضرت صلی الله علیه وسلم نماز می خوانند پشت سر او اقتدا کردند و شب دوم وسوم نیز آمدند  آن حضرت صلی الله علیه وسلم احساس کردند که اگر مردم به این روال بیایند خطر فرضیت وجود دارد لذا شب چهارم بیرون نیامد حضرت عمر رضی الله عنه به خاطر اینکه شاید کسانی در آخر شب بلند نشوند یا کل شب ها را زنده نگه ندارند این ترتیب را جاری ساخت پس در حقیقت قیام اللیل رمضان همان نماز نیمه شب شب های دیگر است که بعدا در رمضان به اسم تراویح نامگذاری شد.

1- اوجز المسالک ج2 ص 372 2- صحیح مسلم باب الترغیب فی قیام رمضان  و التراویح ایضا صحیح بخاری باب تحریض النبی(ص) علی صلاة الیل و النوافل من غیر ایجاب  2- انوار المحمود ج1 ص433 فتح الباری ج3ص13

پرسش18- در شب معراج خداوند به پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « این ها پنج وقت نمازند و ثواب پنجاه وقت را دارند وقول من تبدیل نمی گردد» . یعنی در یک شبانه روز بیش از پنج نماز فرض نیست و زمانی که قول خداوند تغییر نمی یابد چگونه خوف فرضیت نمازی  دیگر پیش می آید؟

پاسخ: وقتیکه ما گفتیم منظور این نماز قیام رمضان است این اشکال مرتفع می گردد زیرا قیام رمضان در طول سال یک ماه می باشد و در هر روز از روزهای سال تکرار نمی شود که  برپنج وقت نماز ، نمازی دیگر اضافه گردد.1

پرسش19- رسول الله صلی الله علیه وسلم این خشیت را از کجا فهمید؟

پاسخ: محب طبری می فرماید: ممکن است خداوند متعال به آن حضرت صلی الله علیه وسلم به ذریعه ی وحی خبر داده است که اگر چنانچه بر ادای این نماز با جماعت مواظبت نمائی آن را فرض می گردانم و چون آن حضرت صلی الله علیه وسلم تخفیف را برای این امت می پسندیدند بنابراین ، بر آن مواظبت نفرمود.ِ2

پرشس 20_ پیامبر صلی الله علیه وسلم این نماز را با جماعت در ابتدای ماه خواند یا در آخر ماه و آیا در اول شب خواند یا آخر شب؟

پاسخ: رسول الله صلی الله علیه وسلم این نماز را در آخر ماه خواند و از ابتدای شب شروع کرد، چنانکه از حدیث ذیل مفهوم می گردد.

     از حضرت جبیر بن نفیر رضی الله عنه روایت است که حضرت ابوذر رضی الله عنه فرمود: ما با رسول الله صلی الله علیه وسلم روزه گرفتیم ، با نماز نخواند تا اینکه هفت روز از ماه باقی ماند ، آنگاه با ماه قیام فرمود تا اینکه ثلث شب گذشت ، شب  ششم قیام نفرمود وشب پنجم قیام فرمود تا اینکه نصف شب گذشت من عرض کردم یا رسول الله کاش بقیه این شب را هم با ما نماز می خواندی آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : « انه من قام مع الامام حتی ینصرف کتب له قیام لیلة» هر شخصی که با امام قیام کند تا اینکه نماز را به اتمام برساند وبرگردد ، قیام یک شب برایش نوشته خواهد شد . سپس با ما نماز نخواند تا اینکه سه روز از ماه باقی ماند و در شب سوم تمام خانواده خویش را همراه با ازواج مطهرات فرا خواند و با ما قیام فرمود تا اینکه از فوت شدن فلاح ترسیدیم ، گفتم فلاح چیست؟ گفت سحور.3

1  - فتح الباری ج3 ص 14    2- انوار المحمود ، ج1 ص 433      3- سنن الترمذی باب ما جاء فی قیام شهر رمضان و قال الترمذی حسن صحیح

پرسش21-چرا رسول الله صلی الله علیه وسلم یک شب تا ثلث و شبی دیگ تا نصف وشب سوم تا وقت سحر قیام فرمود؟

پاسخ:ممکن است رسول الله صلی الله علیه وسلم این عمل را به خاطر این انجام داده است که قیام رمضان مشابه قیام اللیل ماههای دیگر قرار بگیرد و بر این آیه قرآن که خداوند می فرماید:

«ای پیچنده ی جامه برخود برخیر در شب به نماز مگر اندکی یعنی نصف شب یا کم کن از آن اندکی یا زیاده کن برآن وقران را واضح و با ترتیل بخوان» عمل بکند .1

پرسش22-فرضیت قیام اللیل که در این آیه بیان شده است منسوخ گردیده است.

پاسخ: درست است که فرضیت آن  منسوخ گردیده ، لیکن بر استحباب خود باقی است ، چنانکه خداوند می فرماید: z  اکنون بخوانید قدری که آسان است از قرآن2.

     این آیه بیان می کند که اکنون بر امت نه نماز تهجد فرض است و نه اندازه ای در وقت ویا مقدار تلاوت. از حضرت عایشه رضی الله عنها در مورد قیام اللیل رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال شد در جواب فرمود: خداوند قیام اللیل را در ابتدای این سوره فرض گردانید، رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش تا یک سال قیام نمودند ، تا جایی که قدمهایشان ورم کرد و آخر این سوره را تا دوازده ماه در آسمان نگه داشت ، سپس در آخر این سوره تخفیف را نازل فرمود و قیام اللیل بعد از فرضیت به صورت نفل باقی ماند.3

پرسش23- در این سه شب که رسول الله صلی الله علیه وسلم در یک شب تا ثلث و شبی دیگر تا نصف و شب سوم تا وقت سحر قیام فرمود ،  آیا تعداد رکعات اضافه می شد یا مقدار قراءت؟

پاسخ : در این مورد روایتی که صحیح وصریح باشد نقل نشده ، ظاهرا اینطور به نظر می رسد که تعداد رکعات اضافه می شدند.

1-سوره مزمل آیه 1الی4  -    2- سوره مزمل آیه 20   -     3- رواه احمد بتمامه و قد اخرجه مسلم فی صحیحه من حدیث قتادة بنحوه ، ابن کثیر ج4 ص 465

پرسش24- علامه مبارکپوری رحمه الله می فرماید: در حدیث ابوذر عدد رکعاتی که پیامبر صلی الله علیه و سلم در این شبها می خواند بیان نشده لیکن در حدیث جابر رضی الله عنه بیان شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم در این شب ها  هشت رکعت خواند سپس وتر را نیز خواند.1 معلوم می گردد که تعداد رکعات اضافه نمی شد بلکه مقدار قرائت طولانی می گشت.

پاسخ:  این حدیث به شدت ضعیف است که بحث آن در صفحات بعدی می آید .

پرسش25-شما گفتید در هیچ حدیث صحیح تعداد رکعات آن حضرت صلی الله علیه وسلم بیان نشده است ، در حالیکه از ابی سلمة بن عبدالرحمن روایت است که او از حضرت عایشه رضی الله عنها پرسید : نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان چگونه بود؟ حضرت عایشه رضی الله عنها جواب داد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان وغیر رمضان  بیشتر از یازده رکعت نمی خواند ، چهاررکعت می خواند که از خوبی وطولانی بودن آن نپرس ، سپس چهار رکعت می خواند که از خوبی وطولانی بودن آن نپرس ،  سپس سه رکعت می خواند ، حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید : من  گفتم یا رسول الله آیا قبل از اینکه وتر بخوانی می خوابی ، فرمود : ای عایشه دو چشم می خوابند وقلب نمی خوابد.2

پاسخ: اولا این جمله که « ما کان رسول الله صلی الله علیه و سلم یزید فی رمضان ولا فی غیره علی احدی عشرة رکعة» قول عایشه رضی الله عنهاست و قول پیغمبر نیست و حضرت عایشه رضی الله عنها عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم  را مطابق با علم خود بیان نموده است واین نفی او منحصر در همان شب هایی است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم نزد او بوده وممکن است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم در آن شب هایی که نزد همسران دیگر بوده بیشتر از آن خوانده باشد چون او یکی از همسران آن حضرت صلی الله علیه وسلم بوده و پیغمبر صلی الله علیه وسلم هر شب در کنار عایشه رضی الله عنها نبوده است ، چنانکه حضرت ابن عباس رضی الله عنها نماز پیغمبر را در شبی که نزد خاله اش حضرت میمونه رضی الله عنها گذرانیده اینگونه توضیح می دهد : که من درعرض بالش خوابیدم و رسول الله صلی الله علیه وسلم واهلش در طول آن ، رسول الله صلی الله علیه وسلم تا نصف شب یا قریب آن  خوابید ، سپس بلند شد  در حالیکه خواب را از چهره اش می زدود ، سپس ده آیه از ابتدای سوره آل عمران تلاوت فرمود بعد از آن بلند شد و به سوی مشکی که آویزان بود رفت وبه خوبی وضو گرفت آنگاه به نماز ایستاد من هم همان کار را کردم و در کنار آن حضرت صلی الله علیه وسلم   ایستادم آن حضرت صلی الله علیه وسلم  دست راست خود را بر سرم  گذاشت و گوشم را گرفت و آن را تاب داد ، بعد از آن دو رکعت

1-  تحفة الاحوذی ، ج3 ص 606     2- أخبره البخاری فی التهجد باب قیام النبی صلى الله علیه وسلم فی رمضان وغیره: 3 / 33، ومسلم فی صلاة المسافرین باب صلاة اللیل برقم (738) 1 / 509

 نماز خواند  با دو رکعت دیگر و باز هم دو رکعت  وبا ز هم دو رکعت وباز هم دو رکعت وباز هم دورکعت خواند ، سپس وتر خواند ، بعد از آن خوابید تا اینکه موذن آمد ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم برخاست و دو رکعت خواند سپس خارج شد  و نماز صبح را خواند .1  در این حدیث حضرت ابن عباس رضی الله عنهما به غیر از وتر و دو رکعت سنت صبح دوازده رکعت روایت می کند.

ثانیا : این روایت حضرت عایشه رضی الله عنها با روایت دیگری که از او نقل شده متعارض می باشد . اخرج البخاری عن عائشه رضی الله عنها قالت کان رسول الله صلی الله علیه وسلم یصلی باللیل ثلاث عشرة رکعة ثم یصلی اذا سمع النداء بالصبح رکعتین خفیفتین .2 حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید: رسول الله صل الله علیه وسلم  در شب سیزده رکعت می خواند ، پس هرگاه به وقت صبح صدای اذان را می شنید دو رکعت خفیف می خواند  در این حدیث حضرت عایشه رضی الله عنهاسیزده رکعت بدون از سنت صبح روایت نموده است ،  در یک روایت می فرمایند : آن حضرت صلی الله علیه وسلم از یازده رکعت اضافه نمی خواند و در روایتی دیگر بدون از سنت صبح سیزده رکعت روایت می کند ، از اینجاست که روایات حضرت عایشه رضی الله عنها بر بسیاری از اهل علم  مشکل شده است ، حتی بعضی این روایت وی را به اضطراب نسبت داده اند . لیکن صحیح اینست که تمام این روایات بر اوقات وحالات مختلف محمولند ، یعنی آن حضرت صلی الله علیه وسلم   گاهی کمتر وگاهی بیشتر می خواند و اضطراب در صورتی ثابت می گردد که همه روایات در یک وقت باشند و تطبیق این روایات از خود حضرت عایشه رضی الله عنها این طور بیان شده است : از مسروق رح روایت است که از حضرت عایشه رضی الله عنها از نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید ، در جواب گفت : آن حضرت صلی الله علیه وسلم  در شب سیزده رکعت می خواند ، سپس یازده رکعت می خواند و دو رکعت را ترک نمود ، و زمانیکه قبض روح شد در یک سب نه رکعت می خواند ، و آخرین نمازش در شب ، وتر بود و گاهی به این بستر خود می آمد و حضرت بلال رضی الله عنه می آمد و آن حضرت صلی الله علیه وسلم را به نماز آگاه می ساخت . ابوبکر محمد بن اسحاق بن خزیمة می فرماید: به تمام آنچه در کتاب الکبیر در مورد عدد رکعات نماز پیغمبر صلی الله علیه وسلم   در شب روایت نمودم عمل می کنیم واختلاف راویان درباره تعداد رکعات مانند اختلافی است که در این اخبار در این کتاب ذکر نمودیم

1-  بخاری کتاب الوتر باب ما جاء فی الوتر ، بخاری کتاب التهجد باب ما یقرا فی رکعتی الفجر 2-  بخاری کتاب التهجد باب ما یقرا فی رکعتی الفجر

رسول الله صلی الله علیه وسلم  در برخی از شب ها ، نسبت به شب های دیگر بیشتر نماز می خواند ، پس هر کس از اصحاب ، یا ازواج مطهرات آن حضرت  صلی الله علیه وسلم  ، یا از زنان دیگر، خبر داده که پیامبر صلی الله علیه وسلم  در شب این تعداد نماز با این صفت خوانده است ، حقیقتا پیغمبر صلی الله علیه وسلم  آن نماز را در برخی از شب ها با همان کیفیت خوانده است ، و این اختلاف از جنس مباح می باشد و برای هر شخص جایز است که هر عددی را که دوست دارد از همان تعداد که از پیغمبر صلی الله علیه وسلم  روایت شده و بر صفتی که روایت شده بخواند و در هیچ یک از تعداد برای هیچ کس ممانعتی وجود ندارد.1

 پرسش 26- علاوه از حدیث حضرت عایشه رضی الله عنها احادیث دیگری نیز وجود دارد که آن حضرت صلی الله علیه وسلم  در ماه رمضان هشت رکعت خوانده است ، چنانکه از احادیث ذیل معلوم می  گردد: 1- ابوبکر محمد بن اسحاق بن خزیمه از محمد بن علاء بن کریب از مالک یعنی ابن اسماعیل از یعقوب محمد بن عثمان العجلی از عبیدالله یعنی ابن موسی از یعقوب که همان محمد بن عبیدالله قمی است از عیسی بن جاریة از حضرت جابر  رضی الله عنه روایت نموده است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان هشت رکعت ووتر را با ماخواند ، شب آینده ما در مسجد جمع شدیم وامید داشتیم به سوی ما خارج گردد تا صبح در مسجد ماندیم ، سپس پیش رسول الله صلی الله علیه وسلم  رفتیم و عرض کردیم : ای رسول الله صلی الله علیه وسلم  امید داشتیم که به سوی ما خارج شوی و با ما نماز بخوانی فرمود: من ناپسند دانستم که وتر بر شما فرض گردانیده شود .2

2- ابن حبان از احمد بن علی بن المثنی وابویعلی از عبدالاعلی بن حماد النرسی از یعقوب القمی از عیسی بن جاریة از حضرت جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت نموده که فرمود : ابی بن کعب خدمت آن حضرت صلی الله علیه وسلم  حاضر شد و عرض کرد ای رسول خدا ، دیشب یعنی  من کاری انجام دادم ، آن حضرت صلی الله علیه وسلم  پرسید آن کار چیست؟ ای ابی ، گفت : زنانی که در خانه ی من بودند گفتند : ما حافظ قرآن نیستیم و به نماز تو اقتداء می کنیم ، آنگاه من با آنان هشت رکعت خواندم و بعد

1- صحیح ابن خزیمه ج2 ص 193    2- صحیح ابن خزیمه ج3 ص 138 باب ذکر دلیل بان الوتر لیس بفرض

از آن وتر را نیز خواندم راوی می فرماید : گویا آن حضرت صلی الله علیه وسلم  از این کار راضی بود وچیزی نگفت .1

پاسخ:  اولا اینکه در سند هر دو روایت دو راوی ضعیف وجود دارد 1- عیسی بن جاریة  2- یعقوب قمی ، عیسی بن جاریة نخستین شخصی است که از حضرت جابر رضی الله عنه روایت می کند و محدثین براو جرح نموده اند و او را ضعیف دانسته اند . امام نسائی می فرماید: یعقوب قمی از وی روایت می کند و شناخته شده نیست .2  در جای دیگر می فرماید : منکر الحدیث است ، باز می فرماید : متروک است . ابن معین می فرماید: نزد او احادیث منکر یافت می شود .3   آجری از ابوداود روایت می کند که فرمود منکر الحدیث است در جای دیگر می فرماید: من او را نمی شناسم احادیث منکری روایت نموده است .4  ساجی وعقیلی نیز اور را در ردیف ضعفاء قرار دادند و ابن عدی می فرماید احادیثش محفوظ نیستند . 5  امام نسائی در الضعفاء و المتروکون می فرماید: عیسی بن جاریة ، یعقوب قمی از وی روایت نموده  شناخته شده نیست ،  و در پاورقی کتاب در توضیح آن نوشته که : در وی نرمی است واز طبقه ی چهارم مجروحین می باشد و ابن ماجه از وی حدیث روایت  نموده است ، یحیی بن معین در تاریخش 2/462 ، امام بخاری در التاریخ الکبیر 3/2/385 ، العقیلی در الضعفاء الکبیر ترجمه 1421 ، ابن ابی حاتم در الجرح والتعدیل 3/1/273 ، ابن عدی در الکامل 5/1888 ، امام ذهبی در میزان الاعتدال 3/310 ، ابن حجر در التهذیب 8/207 و تقریب التهذیب 2/97 ، او را ضعیف دانسته اند .

          راوی دوم یعقوب قمی است که از عیسی بن جاریة روایت می کند ، امام دار القطنی می فرماید: «قوی نیست ».6

              مدار هر دو راویت بر عیسی بن جاریة است و او نزد ائمه جرح وتعدیل ضعیف است و محدثین بر او جرح نموده اند و در نقل این حدیث از حضرت جابر متفرد است لهذا این دو روایت قابل قبول نیستند.

           پرسش27-علامه مبارکپوری رحمه الله در مورد حدیث حضرت جابر رضی الله عنه که فرمودند : رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان با ما هشت رکعت و وتر خواند ، می نویسد : حافظ ذهبی در میزان الاعتدال ، بعد از ذکر این حدیث نوشته است : « اسناده وسط» و این حدیث نزد ابن خزیمه و ابن حبان نیز صحیح است ،

1- صحیح ابن حبان ، ج3 ص 342   2- الجامع فی الجرح و التعدیل ص 338   3-میزان الاعتدال ج3 ص311   4-تهذیب التهذیب ج 4 ص448    5- تهذیب التهذیب ج 4 ص448   6- المجموع فی الضعفاء والمتروکین ص169

 به همین علت این حدیث را در دو کتاب صحیح خود روایت نموده اند .حافظ ابن حجر نیز در فتح الباری در بیان عدد رکعاتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم  در رمضان با مردم خوانده این حدیث را ذکر نموده است ، معلوم می گردد که نزد او هم این حدیث صحیح یا حسن می باشد زیرا در مقدمه ی فتح الباری گفته است من احادیث را در اینجا به شرطی که صحیح یا حسن باشد ذکر می کنم .1

پاسخ: علامه نیموی بعد از بیان این حدیث می فرماید: در اسنادش نرمی وجود دارد ودر التعلیق الحسن بعد از ذکر اقوال ائمه جرح و تعدیل می نویسد: آنچه امام ذهبی بعد از ذکر این حدیث در میزان الاعتدال نوشته است که اسناد در آن وسط است ، درست نیست بلکه اسناد آن پایین تر وسط است.2  و اما اینکه ابن خزیمه و ابن حبان رحمهما الله این حدیث را در دو کتاب صحیح خود روایت کرده اند  ، و ابن حجر رحمه الله آن را در فتح الباری آورده است لهذا این حدیث صحیح یا حسن است . این نیز دلیل بر صحت نمی باشد زیرا هر محدثی که حدیثی را در کتاب خود روایت نموده به اعتقاد وی آن حدیث صحیح و قابل  استدلال می باشد ، پس اگر چنین باشد همه ی احادیث باید صحیح باشند و حدیثی که ضعیف و قابل استدلال نباشد نباید وجود داشته باشد.

پرسش 28-  علامه مبارکپوری در جواب علامه نیموی می گوید : حافظ ابن حجر در شرح النخبة می فرماید: « ذهبی از کسانی است که در نقد رجال بررسی کامل دارد » وقتیکه علامه ذهبی بعد از ذکر اقوال ائمه ی جرح و تعدیل در باره ی عیسی بن جاریة چنین فیصله کرده است که سند آن در حد متوسط است در حالیکه وی از کسانی است که در نقد رجال بررسی کامل دارد پس فیصله او درست  می باشد و اینکه ابن خزیمه وابن حبان این حدیث را در دو کتاب خود آورده اند این فیصله را تائید می نماید ، و به گفته ی نیموی توجهی نمی شود.3

پاسخ : اگر با وجود اینکه همه ی ائمه جرح و تعدیل بجز ابن حبان که او را توثیق نموده وابو زرعه که لا باس به گقته است ، شدیدا بر او جرح نموده اند واو را منکر الحدیث و متروک می دانند ،  باز هم علامه

مبارکپوری فقط حکم امام ذهبی را که ابن حجر او را تعریف کرده است صواب ودرست می داند وبه اقوال ائمه ی دیگر توجهی نمی کند پس به چه دلیل حدیث ابن عباس رضی الله عنهما را که بیست رکعت تراویح را روایت می کند به علت اینکه ابی شیبه در سندش وجود دارد رد می کند .در حالی که  یزید بن هارون که محدثی بلند پایه  واستاد استاد امام بخاری رحمه الله است  ابی شیبه را در قضاوت عادلترین شخص می داند ،

1- تحفة الاحوذی ، ج3 ص 610  2- آثار السنن مع التعلیق الحسن ص 200   3- تحفة الاحوذی ، ج3 ص 610

   و حافظ ابن عدی نیز می گوید : او از ابراهیم  ابن ابی حیة بهتر است ، در حالیکه او نیز شخص ثقه ومعتبر می باشد ، و می فرماید : ابراهیم بن عثمان احادیث خوبی دارد .1  وامام ترمذی رحمه الله می فرماید : عمل اکثر مسلمین جهان بر همین حدیث است .2  پس ما هم اگر بر آنچه اکثر مسلمانان جهان از زمان حضرت عثمان رضی الله عنه تا امروز بر آن عمل می کنند واز حدیث ابن عباس نیز ثابت است عمل کنیم چه اشکالی دارد ؟

پرسش 29- حدیث حضرت عایشه رضی الله عنها که فرمودند: پیامبر صلی الله علیه وسلم در رمضان وغیر رمضان بیشتر از یازده رکعت نمی خواند صحیح است و با حدیث سیزده رکعتی تعارض ندارد  چونکه در این سیزده رکعت دو رکعت افتتاحی بودند و این دو رکعت غیر از  هشت رکعت اصلی هستند حضرت عایشه رضی الله عنها روایت می کند که: هر گاه پیغمبر صلی الله علیه وسلم شب برای نماز بر می خواست نمازش را با دو رکعت خفیف آغاز می کرد .3  از حضرت ابوهریرة رضی الله عنها نیز روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرگاه یکی از شما شب برای نماز بر خاست ،  باید نماز را با دو رکعت خفیف آغاز نماید.

پاسخ: اولا این گفته که این دو رکعت غیر از هشت رکعت اصلی هستند ، گفتاری است بدون دلیل ، و از حدیث ثابت نیست اگر پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است که این دو رکعت اضافی هستند و جزء نماز شب نیستند ، آن وقت می پذیریم ،  وچرا  این دو رکعت از نماز شب به حساب نمی آیند ؟ این پرسشی است که قائلین هشت رکعت که نمی خوانند بیش از آن ثابت شود ، روایاتی را که بیش از آن ثابت می گردد ، تاویل نموده می گویند دو رکعت سنت صبح بوده است و اگر باز هم جوابشان درست در نیاید می گویند دو رکعت افتتاحی بوده اند و جزء نماز شب نیستند.

ثانیا : آیا قائلین هشت رکعت بر دو حدیث فوق عمل می کنند و نماز خود را با دو رکعت خفیف آغاز می کنند یا خیر؟  اگر این دو رکعت را نمی خوانند ، چرا بر این دو حدیث عمل نمی کنند؟ در صورتیکه

  عادت  همیشگی پیامبر صلی الله علیه وسلم همین بوده  و به آن امر فرموده است و امر برای وجوب می آید ، پس چرا از این دستور پیامبر صلی الله علیه وسلم سر پیچی می کنند و به آن اهمیت نمی دهند؟ و اگر می خوانند چرا این دو رکعت جزء نماز شب نمی باشد؟ یعنی چرا به جای هشت رکعت نمی گویند ، ده رکعت؟

1-تهذیب التهذیب ج1 ص  95   3و4- مسلم ج1 ص262 باب صلوة النبی (ص) ودلیله باللیل 

ثالثا : مسروق رحمه الله می فرماید: از حضرت عایشه رضی الله عنها در مورد نماز شب رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسیدم فرمود: « هشت رکعت ، نه رکعت و یازده رکعت غیر از دو رکعت نماز فجر » .1 از این حدیث معلوم می گردد که آن حضرت صلی الله علیه وسلم حداقل هفت رکعت خوانده ، که اگر دورکعت افتتاحی باشند که پیغمبر صلی الله علیه وسلم همیشه خوانده است ، و سه رکعت وتر ، دو رکعت باقی می ماند ، پس ثابت شد که حداقل نماز شب رسول الله صلی الله علیه وسلم دو رکعت است . واز حضرت عایشه رضی الله عنها نیز روایت است که می فرماید:« رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب سیزده رکعت نماز می خواند وهر گاه به وقت صبح صدای اذان را می شنید دو رکعت خفیف می خواند ».2

 و از رواین ابن عباس که قبلا ذکر نمودیم بدون دو رکعت افتتاحی و سنت صبح و وتر، ده رکعت ثابت می گردد پس ثابت شد که نماز شب پیامبر صلی الله علیه وسلم در هشت رکعت منحصر نبوده است ، قائلین هشت رکعت چرا آن را منحصر در هشت رکعت می کنند و فقط هشت رکعت را سنت می گویند؟!

رابعا: چرا فقط در روایات سیزده رکعت ، دو رکعت را افتتاحی می گویند و در روایت یازده رکعت ، که سه  رکعت وتر هستند ، دو رکعت را افتتاحی قرار نمی دهند و نمی گویند تراویح ، شش رکعت است؟!

پرسش30-آیا بیست رکعت در رمضان از پیغمبر صلی الله علیه وسلم ثابت است؟

پاسخ : بله ، ابوبکر بن ابی شیبه می گوید : یزید بن هارون برای من حدیث بیان کرد که ابراهیم ابن عثمان از حکم از مقسم از ابن عباس به من خبر داد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان بیست رکعت وتر خواند.3

پرسش31- این حدیث از لحاظ سند  ضعیف است ، حافظ ابن حجر می فرماید : اما آنچه ابن شیبه آن را روایت کرده از حدیث ابن عباس رضی الله عنه ، سند آن ضعیف است و حدیث حضرت عایشه رضی الله عنها که در صحیحین است با او معارض است در حالی که حضرت عایشه رضی الله عنها از حال پیغمبر صلی الله علیه وسلم در شب از دیگران داناتر  می باشد.4  علامه عینی می فرماید: و ابو شیبه ابراهیم بن عثمان عبسی کوفی قاضی واسط جد ابوبکر بن ابی شیبه است . شعبه او را تکذیب نموده  و احمد و ابن معین وبخاری و نسائی و غیره او را ضعیف شمرده اند و ابن عدی در الکامل این حدیث را در مناکیروی شمرده است.5

          علامه زیعلی حنفی می فرماید:  این حدیث به علت وجود ابراهیم بن عثمان در آن معلول است و وی فردی است  که علمای رجال بر ضعف آن اتفاق نظر دارند ، ، ابن عدی در الکامل نیز این حدیث را معلول دانسته است.6

1- اخرجه البخاری باب کیف صلوة اللیل و کیف کان النبی ص یصلی باللیل.2- بخاری کتاب التهجد باب ما یقرا فی رکعتی الفجر 3- مصنف ابن ابی شیبه ج2 ص394     4- فتح الباری ج4 ص 254  5-عمدة القاری ج11 ص 128 6- نصب الرایة ج2 ص 153

  محقق ابن همام می فرماید :و اما آنچه ابن شیبه در مصنفش روایت نموده  به دلیل وجود ابی شیبه در آن ضعیف  می باشد زیرا ابی شیبه ضعیف است و بر ضعف آن اتفاق نظر وجود دارد .1

پاسخ : اولا اینکه می گویند ابراهیم بن عثمان فردی است که علمای رجال بر ضعف آن اتفاق نظر دارند مورد قبول نیست و جای بحث دارد . زیرا در میان محدثین افرادی هستند که وی را توثیق نموده اند . یزید بن هارون واسطی یکی از محدثین بلند پایه واز ثقات می باشد امام بخاری زمان وی را دریافت اما قبل از اینکه برای فراگیری علم به سوی او برود وفات کرد وامام بخاری پیش شاگردان رشیدو زبده اش زانوی تلمذ زد و همه محدثین ازوی دلیل گرفته اند .2 یزید بن هارون درباره ی ابراهیم بن عثمان می فرماید : « هیچ مردی در زمان وی از مردم بهتر و عادلتر در قضاوت از او نبود ، و یزید بن هارون در زمان قضاوت او منشی بود» .3 تعریف وتعدیل یزید بن هارون  خیلی با ارزش است چون یک محدث و  حافظ چیر ه دست حنفی واستاد استاد امام بخاری می باشد وبنا برگفته ی ابن حجر منشی و کاتب ابراهیم بن عثمان بود . و مسلما افرادی که در یک زمان و یک جا باشند ، نسبت به یکدیگر آشنایی بیشتر دارند و سخنشان معتبرتر و با ارزش تر است از افرادی که بعد از آنها در موردشان اظهار نظرکنند .  نیز از میان محدثین وعلمای رجال حافظ ابن عدی می فرماید : « ابراهیم بن عثمان احادیث عمده وخوبی دارد واز ابراهیم بن ابی حیه بهتر است » .4  در حالی که امام جرح وتعدیل یحیی بن معین در مورد ابراهیم بن ابی حیه می فرماید: « شیخ مورد اعتماد وبزرگی است ».5

از اقوال مذکور ثابت شد که ابراهیم بن عثمان نزد بعضی ، شیخ ثقه و معتبری است که از آن عدالت وی ثابت می شود با این حال چگونه می توان ادعاء کرد که علماء رجال بر ضعف او اتفاق نظر دارند.

ثانیا: به فرض اینکه این حدیث ضعیف باشد باز هم صلاحیت استدلال را دارد چون خود ابن همام که ابن شیبه را ضعیف دانسته در فتح القدیر  می نویسد: « هر گاه حدیث ضعیف به آن قرائنی که بر صحت آن دلالت کنند تایید شود صحیح می گردد».6  وامام ترمذی رحمه الله می فرمایند : « اکثر اهل علم طبق آنچه از حضرت علی و حضرت عمر و بقیه اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وسلم روایت شده ، بر بیست رکعت عمل نموده اند و قول سفیان ثوری و ابن مبارک وشافعی نیز همین است.7 مولانا ظفر احمد عثمانی می نویسد : ابن همام در فتح القدیر می فرماید: « این قول امام ترمذی مقتضی این است که اصل آن قوی است ، اگر چه  از این طریق مخصوص که روایت شده ضعیف است». و هیچ اهل علمی از خلفاء و صحابه افضل نیست ، پس چگونه عمل آن ها اصل  بیست رکعت را تقویت نمی کند . حق این است که این حدیث اگر چه از

سند به درجه صحیح بودن نمی رسد لیکن از درجه حسن کمتر نیست .8

1- فتح القدیر ج1 ص 331    2   - مقدمه فتح الباری ص 453       3  و4- تهذیب التهذیب ج1 ص95       5-لسان المیزان ج1 ص54    6- اعلاء السنن ج7 ص71        7- سنن الترمذی باب ما جاء فی قیام شهر رمضان  8- اعلاء السنن ج7 ص 72

اما اینکه علامه عینی می فرماید:« کذّبه شعبه» شعبه او را تکذیب کرده است این تکذیب از آنجاست که ابراهیم بن عثمان از حکم از ابن ابی لیلی روایت نموده که در جنگ صفین هفتاد نفر از اهل بدر شرکت داشتند آنگاه شعبه گفت: این دروغ است ، به خدا قسم من با حکم مذاکره کردم ما به جزء از حضرت خزیمه کسی دیگر را از اهل بدر نیافتیم که در جنگ صفین حضور داشته باشد.

امام ذهبی می فرماید: سبحان الله ! آیا حضرت علی رضی الله عنه و حضرت عمار رضی الله عنه در جنگ حضور نداشتند.1 یعنی این سخن شعبه  صحت ندارد زیرا غیر از حضرت خزیمه افراد دیگری از اهل بدر نیز در جنگ شریک بودند. پس معلوم شد که تکذیب شعبه بدون دلیل است و سخن او در این مورد اعتباری ندارد. شعبه از افرادی است که  در اسماء رجال دچار اشتباه گردیده است. چنانکه حافظ در تهذیب التهذیب در شرح حال شعبه می گوید: « وقال العجلی:ثقة ثبت فی الحدیث و کان یخطی فی اسماء الرجال قلیلاً» عجلی می گوید: در حدیث شخصی ثقه و معتمد علیه می باشد لیکن در اسماء رجال کمی اشتباه می کرد و حافظ از ابوداود نیز چنین الفاظی نقل نموده است وبعد از چند سطر دیگر می نویسد: « و اما ما تقدم من انه کان یخطی فی الاسماء فقد قال الدار القطنی: کان شعبه یخطی فی اسماء الرجال کثیرا لتشاغله بحفظ المتون ". اما آنچه قبلا گذشت که وی در اسماء رجال اشتباه می کرد دارقطنی در کتاب العلل گفته است که شعبه در اسماء رجال زیاد اشتباه می کرد چون به حفظ متون مشغول بود.2

پرسش 32- آیا در زمان خلفای راشدین در شب های رمضان مردم بیست رکعت نماز می خواندند؟

پاسخ: بله ، سائب بن یزید می فرماید : مردم در زمان حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه در ماه رمضان بیست رکعت نماز می خواندند و سوره هایی را می خواندند که بیش از صد آیه داشتند و در زمان حضرت عثمان بن عفان از شدت قیام بر عصاهایشان تکیه می زدند.3 امام نووی در الخلاصه وامام عراقی در شرح التقریب و حافظ سیوطی در المصابیح سند این حدیث را صحیح گفته اند .4

امام بخاری در کتاب الصوم حدیثی را روایت نموده است که حضرت عمر رضی الله عنه مردم را جمع کرد و حضرت ابی را امام مقرر نمود « ثم عزم فجمعهم علی ابی بن کعب» از این حدیث معلوم می گردد که ابی بن کعب در زمان حضرت عمر رضی الله عنه امام جماعت در قیام رمضان ( تراویح) بود و از حدیث فوق معلوم می گردد که مردم در زمان حضرت عمر رضی الله عنه در ماه رمضان بیست رکعت می خواندند .اگر هشت رکعت از حضرت ابی بن کعب صحت دارد و رسول الله  صلی الله علیه وسلم نیز با سکوت خود

 آن را تایید کرده وهمین هشت رکعت سنت وبیشتر از آن بدعت است (چنانکه غیر مقلدین می گویند) پس چرا حضرت ابی در زمان حضرت عمر رضی الله عنه با مردم بیست رکعت خواند واعتراض نکرد؟ چرا

1- میزان الاعتدال ج1 ص 47 2- تهذیب التهذیب ج2 ص502  3 - رواه البیهقی واسناده صحیح ، آثار السنن ص 201   4- اعلاء السنن ج7 ص 60

اصحابی  که پشت سر او اقتدا نمودند اعتراض نکردند؟ و چرا حضرت عایشه رضی الله عنه که می فرماید: رسول الله در رمضان و غیر رمضان بیشتر از یازده رکعت نمی خواند بر این عمل اصحاب اعتراض نکرد؟ و تمام ازواج مطهرات و تمام صحابه  این بدعت را تایید کردند وهیچگونه مخالفتی نکردند؟

        لذا ثابت گردید که هشت رکعت تراویح سنت نیست و عمل پیامبر صلی الله علیه وسلم واصحابش بر این نبوده است.

پرسش33- حدیث سائب بن یزید که می فرمایند: مردم در زمان حضرت عمر رضی الله عنه در رمضان بیست رکعت تراویح می خواندند ضعیف است و مورد قبول نیست به دلائل زیر:

1-        در سند این روایت شخصی به نام یزید بن خصیفه وجود دارد و امام احمد بن حنبل او را منکر الحدیث گفته است.

2-  این روایت شاذ هست و مخالف روایات صحیح می باشد و چنین روایتی پذیرفته نیست.

پاسخیزید بن خصیفه  یکی از راویان صحیح بخاری می باشد  ، امام بخاری در باب اقتناء الکلب للحرث می فرماید: حدثنا عبدالله بن یوسف اخبرنا مالک عن یزید بن خصیفه ان السائب بن یزید حدثّه انه سمع سفیان بن ابی زهیر رجلاً من ازد شنودة...»

            کسانی که قائل به هشت رکعت تراویح هستند می گویند ما احادیث صحیح بخاری را از بقیه احادیث مقدم می داریم چون به اجماع ثابت  شده  که صحیح بخاری اصح الکتب بعد کتاب الله است و همه احادیث وی صحیح می باشند و حدیث ضعیف در او یافت نمی شود . از یک طرف چنین ادعایی می کنند واز طرف دیگر غافلند از اینکه یزید بن خصیفه یک از کسانی است که امام بخاری از او در صحیحش حدیث روایت نموده است با این حال اگر بپذیریم که یزید بن خصیفه ضعیف است پس خود آنان ثابت می کنند که  در صحیح بخاری حدیث ضعیف وجود دارد و این خلاف اجماع است لذا پذیرفته نیست. واگر بدون تحقیق اینگونه قضاوت بکنیم باید قبول کنیم که بیش از چهارصد نفر از راویان صحیح بخاری مجروح می باشند که اسامی آنها را حافظ ابن حجر در هدی الساری مقدمه فتح الباری ذکر نموده است ویزید بن خصیفه یکی از آنان است که حافظ ابن حجر در مورد او می فرماید :« یزید بن خصیفه الکندی گاهی به جدش نسبت داده می شود ، ابن معین می فرماید: شخص ثقه ومعتبری است وامام احمد در روایت اثرم و همچنین ابوحاتم و نسائی و ابن سعد اورا توثیق نموده اند، ابوعبیده آجری از ابوداود روایت نموده که امام احمد فرموده که : او منکر الحدیث است.

1-  نصب الرایة ج2 ص 153

 ابن حجر در جوابش می فرماید : این لفظی است که امام احمد بر هر شخصی از همانند هایش در علم حدیث که نا آشنا باشد آن را  اطلاق می کند و این مطلب از پی جویی زیاد از حالش معلوم می گردد و امام مالک و همه ائمه از ابن خصیفه دلیل گرفته اند».1

          ابن حبان نیز او را ثقه دانسته است ابن حجر می فرماید: به گمان ابن عبد البر او برادرزاده سائب بن یزید  است و شخص ثقه و معتمد علیه می باشد.2

         پس معلوم شد که همه ائمه جرح وتعدیل یزید بن خصیفه را توثیق نموده اند و از امام احمد نیز دو روایت است در روایت اثرم توثیق وی ثابت می گردد و در روایتی دیگر که ابو عبید آجری از ابوداود روایت نموده گفته است که او منکر الحدیث است و ما جواب ابن حجر را در این باره نقل کردیم ، لذا ضعیف گفتن وی از روی تحقیق نیست بلکه از روی تعصب می باشد.

           اما اینکه این روایت شاذ هست نیز گفتاری است بدون دلیل چون شاذ آن است که مخالف روایت صحیح باشد و روایت یزید بن خصیفه از سائب بن یزید مخالف هیچ روایت صحیحی نیست و روایت حضرت عایشه رضی الله عنه که صحیح  است جواب آن داده شد.

پرسش34- شما گفتید مخالف با روایات صحیحه نیست در حالیکه محمد بن یوسف از سائب بن یزید روایت کرده است که : حضرت عمر رضی الله عنه به ابی بن کعب رضی الله عنه و تمیم داری رضی الله عنه دستور داد با مردم یازده رکعت نماز با جماعت بخوانند .3 وجلال الدین سیوطی در کتابی به نام المصابیح فی صلوة التراویح ص42 می نویسد : این سند تا پایان صحیح می باشد.

پاسخ: این روایت اگر چه از لحاظ سند صحیح است لیکن متن آن اضطراب دارد زیرا محمد بن یوسف که از سائب بن یزید روایت نموده است پنج شاگرد دارد که از این پنج سه نفر یعنی :

1-              مالک 2- یحیی القطان 3- عبدالعزیز بن محمد یازده رکعت روایت نموده اند . و محمد بن نصر در قیام اللیل از طریق محمد بن اسحاق از محمد بن یوسف سیزده رکعت روایت کرده است . واین اختلافی است که احتجاج را از حدیث ساقط می گرداند.

             علاوه از محمد بن یوسف ، یزید بن خصیفه و حارث بن عبدالرحمن بن ابی ذباب نیز از حضرت سائب بن یزید روایت نموده اند . یزید بن خصیفه نیز سه شاگرد دارد که خودش با سه شاگردش باتفاق بیست رکعت روایت کرده اند و حارث بن عبدالرحمن نیز بیست رکعت روایت نموده است ، خلاصه مطالب به شرح زیر است.

1-هدی الساری مقدمه فتح الباری ص 453   2-تهذیب التهذیب ج6 ص 214  3- موطا امام مالک باب قیام اللیل 1/ 115 ، بیهقی 2/296     4- اعلاء السنن ج7 ص 74 ، فتح الباری ج4 ص 253

 

سائب بن یزید

 

1- محمد بن یوسف

4- محمد بن نصر از طریق محمد بن اسحق سیزده رکعت روایت کرده است

 

2- یزید بن خصیفه

3- حارث بن عبدالرحمن بن ابی ذباب

1- یحیی قطان

5- عبدالرزاق از طریقی دیگر بیست ویک رکعت روایت کرده است

1- مالک

 بیست وسه رکعت روایت کرده است

2- مالک

2- محمد بن جعفر

3- عبدالعزیز بن محمد

3- ابن ابی ذئب

یازده رکعت

باتفاق 20 رکعت روایت کرده اند

           

 

 با توجه به این اضطرابی که در روایات محمد بن یوسف وجود دارد که گاهی یازده رکعت و گاهی سیزده رکعت و مرتبه ای دیگر بیست ویک رکعت از او روایت شده است چگونه می توان از آن استدلال گرفت و روایتش را معتبر قرار داد؟ و روایتی که از طریق یزید بن خصیفه می باشد  باتفاق بیست رکعت روایت شده چرا فاقد اعتبار باشد و از آن استدلال گرفته نشود؟

        پس روایت محفوظ روایت یزید بن خصیفه از سائب بن یزید است که می فرماید: در زمان حضرت عمر رضی الله عنه مردم در ماه رمضان با بیست رکعت قیام می نمودند .این حدیث را امام بیهقی رحمه الله روایت نموده است و سندش نیز صحیح می باشد و حافظ در فتح الباری ج4 ص 253 آن را به مالک نیز نسبت داده است و این روایت شواهد صحیح زیادی دارد.1

        روایت محمد بن یوسف خلاف آن دسته از از روایات صحیح دیگر می باشد که از آن بیست رکعت از حضرت عمر رضی الله عنه ثابت می گردد و معارض آن روایات قرار می گیرد.2

         خود امام مالک رحمه الله که این حدیث را روایت نموده به آن عمل نکرده است ، به دلیل اینکه قائل به هشت رکعت نیست.3

           امام مالک رحمه الله در موطا بیست رکعت تراویح را از حضرت عمر رضی الله عنه نقل کرده است.4 اگر بیست رکعت صحیح نبود امام مالک آن را روایت نمی کرد.

1-اعلاء السنن ج7 ص 74    2 و3- احسن الفتاوی ج3 ص 536 

        اگر حضرت عمر رضی الله عنه به یازده رکعت دستور می داد از حضرت عثمان وحضرت علی رضی الله عنهما وکسانی دیگر که بعد ا ایشان بودند نیز چنین روایتی موجود ویا عمل به آن منقول می شد ، لیکن چنین روایتی وجود ندارد .1

       ممکن است در ابتدا روایت هشت رکعت به حضرت عمر رضی الله عنه رسیده  به همین  علت به یازده رکعت دستور داده است و سپس روایت بیست رکعت برایش ثابث شده لذا حکم بیست رکعت را نافذ گردانیده است .2

پرسش35- حافظ ابن حجر رحمه الله در مورد روایات محمد بن یوسف می فرماید: « می توانیم این روایات را این طور تطبیق دهیم که این اختلاف روایات به سبب اختلاف احوال است ونیز احتمال دارد که این اختلافات بر حسب تطویل قرائت و تخفیف آن باشد زمانیکه قرائت طولانی می شد رکعات کم می شدند و بر عکس  وداودی وغیره به طور جزم ویقین چنین گفته اند.3

پاسخ : این جمع و تطبیق که حافظ ذکر فرموده بعید است و نیازی به آن هم نیست چون این اختلاف روایات به یک شخص بر می گردد پس چگونه صحیح می باشد که آن را بر اختلاف حمل نمائیم روایت یزید بن خصیفه از سائب بن یزید محفوظ است ، که بیهقی آن را روایت نموده  وسندش هم صحیح است وحافظ ابن حجر در فتح الباری آن را به مالک نیز نسبت داده است.4

پرسش36- آیا در زمان حضرت علی رضی الله عنه نیز بیست رکعت تراویح خوانده می شد؟

پاسخ: بله ، امام بیهقی می فرماید: شُتَیْر بن شکل از اصحاب حضرت علی رضی الله عنه بود و در رمضان امام جماعت بود بیست رکعت  و وتر خواند.5 پس ثابت شد که در زمان سه خلیفه راشد بیست رکعت تراویح خوانده می شد .همچنین امام ترمذی می فرماید: « اکثر اهل علم چنانکه از حضرت علی وحضرت عمر رضی الله عنهما و بقیه اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده بر بیست رکعت عمل نموده اند و قول سفیان ثوری و ابن مبارک و شافعی نیز همین است .6 لذا مواظبت خلفای راشدین واصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بر بیست رکعت حدیث ابن عباس رضی الله عنه را تایید می نماید واینکه حضرت عمر رضی الله عنه بیست رکعت را با یک جماعت پشت سر یک امام جاری ساخت و همه اصحاب سکوت نمودند و بر آن اجماع شد ، بالاترین قرینه  است و این اجماع به منزله ی نص قرار می گیرد بر اینکه بیست رکعت تراویح نزد آنان اصلی داشته است و گرنه اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وسلم چنین نبودند که منکری را ببینند و در مقابل آن سکوت کنند.7

1 و2- احسن الفتاوی ج3 ص 537   3-  فتح الباری ج4 ص 253  4- اعلاء السنن ج7 ص 74   5- السنن الکبری للبیهقی    6- سنن ترمذی باب ماجاء فی قیام شهر رمضان 7- اوجز المسالک ج2 ص391 

اگر گروهی قبول نکنند که در زمان خلفاء راشدین بیست رکعت تراویح خوانده می شد پس ثابت کنند که اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وسلم در زمان حضرت عثمان و حضرت علی رضی الله عنه هشت رکعت خوانده اند.

پرسش37- علامه نیموی رحمه الله می فرماید: امام بیهقی که بیست رکعت را از حضرت علی رضی الله عنه روایت نموده سند آن را ذکر نکرده است شاید از طریق عبدالله بن قیس از شتیر بن شکل روایت شده همانگونه که ابوبکر بن ابی شیبه از  این طریق این حدیث را روایت نموده  است واو ضعیف است.1

پاسخ: امام بیهقی حدیثی دیگر از ابی بن عبدالرحمن السلمی روایت نموده که حضرت علی رضی الله عنه در ماه رمضان قاریان را جمع نمود واز میان آن ها به یکی دستور داد که با مردم بیست رکعت نماز بخوانند و خود حضرت علی رضی الله عنه نماز وتر را می خواند. و می فرماید: این روایت، روایت گذشته را تقویت می کند و این حدیث از طریق دیگر از حضرت علی رضی الله عنه نیز روایت شده است.2

پرسش38-  حدیث دوم که از عبدالرحمن سلمی روایت شده نیز ضعیف است چون حماد بن شعیب در سندش آمده و علامه نیموی می فرماید: حماد بن شعیب ضعیف است .امام ذهبی در میزان الاعتدال می فرماید: ابن معین و غیره او را ضعیف قرار داده اند و یحیی مرة می فرماید: حدیثش نوشته نمی شود وامام بخاری می فرماید: در وی نظر وجود دارد وامام نسائی می فرماید: ضعیف است ، ابن عدی می فرماید : اکثر احادیثش متابع ندارد.3

پاسخ: حافظ ابن عدی در باره حماد بن شعیب می فرماید :« با وجود ضعیف بودنش حدیثش نوشته می شود» وحاکم در « المستدرک» 2/348 از وی حدیث روایت کرده است پس این حدیث حسن هست واز طریق دیگرنیز روایت شده است . در این حدیث با صراحت بیان شده است که حضرت علی رضی الله عنه به خواندن بیست رکعت دستور داده و چون خودش نماز وتر امام آن ها می شد لذا معلوم می گردد که تراویح را نیز همراه آن ها می خواند.4

 پرسش 39- آیا علاوه  از روایت محمد بن یوسف  ویزید بن خصیفه از سائب بن یزید روایات دیگری  وجود داردکه نشان دهنده بیست رکعت تراویح در زمان حضرت عمر رضی الله عنه باشد؟

پاسخ: بله ، امام مالک از یزید بن رومان روایت نموده که فرمود: «کان الناس یقومون فی زمان عمر بن الخطاب فی رمضان بثلاث و عشرین رکعة» . مردم در زمان حضرت عمر بن خطاب در رمضان بیست و سه رکعت نماز می خواندند.

1- التعلیق الحسن ص 255    2-السنن الکبری للبیهقی ج2 ص699   3- التعلیق الحسن ص254    4- اعلاء السنن ج7 ص76

پرسش40-  سند این حدیث منقطع است و نمی توان به آن استناد کرد ، حافظ زیلعی در نصب الرایة و بیهقی در کتاب سنن و المعرفة(2/496) می فرمایند: « یزید بن رومان لم یدرک عمر» یعنی یزید بن رومان اصلاً در زمان حضرت عمر رضی الله عنه نبوده است نیز صاحب المجموع(40/33) آن را ضعیف قرار داده است و علامه عینی در عمدة القاری(5/267) می فرماید: سند این حدیث منقطع است.

پاسخ: یزید بن رومان اگر چه در زمان حضرت عمر رضی الله عنه نبوده لیکن یک تابعی است واز اصحاب یا تابعی دیگر آن را شنیده که مردم در زمان حضرت عمر رضی الله عنه در رمضان بیست وسه رکعت می خواندند و به هر حال اینکه این حدیث منقطع است و نمی توان به آن استناد کرد ، صحیح نیست زیرا این حدیث مرسل است و علماء در مورد احتجاج به حدیث مرسل شدیداً اختلاف نموده اند.

        نزد امام ابوحنیفه ومالک واحمد در روایت مشهوره وسفیان ثوری واوزاعی حدیث مرسل مطلقا قابل احتجاج واستدلال می باشد.

        ابن جریر می فرماید :« همه تابعین بر قبول حدیث مرسل اجماع نموده اند وانکار آن از ایشان و از هیچ یک از ائمه دیگر که بعد از ایشان آمده اند تا سنه 200 به اثبات نرسیده است. ابن عبدالبر می فرماید : گویا مقصدش این است که امام شافعی نخستین شخصی است که آن را رد نموده است.3

1-  شرح الزرقانی ج1 ص360     2- فتح الباری ج4ص253 ، عمدة القاری ج11ص١٢۶   3- فتح الملهم ج1 ص 90

 

 

[ ۱۳۸۸/٦/٢٧ ] [ ۸:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مولانا مفتی عبدالصمد غیاثی ] [ نظرات () ]
........

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب